سلام دوستان عزیز. امیدوارم که همیشه خوب و خوش و خرم باشید . امروز به ناگاه یاد روزای کودکی در مدرسه افتادم (با اینکه خودم الان یه معلم هستم) . یادش بخیر اون روزا که مدرسه رو شروع کردم . یاد اولین معلم زندگیم . یاد معلم کلاس اولم . دلم واقعآ واسه دیدنش لک زده و دلم میخواد اگه ببینمش از سر تا پا ببوسمش و رخ گردگرفته از زمانه رو پاک کنم و بهش عاشقانه تبریک بگم این روز رو .
یاد معلم کلاسای ابتدایی واقعآ ادم رو دلتنگ میکنه . به نظرتو ن چرا اینقد معلمای ابتدایی دوست داشتنی اند؟!!!!
از معلماش که بگذریم ، یاد درسهای کلاس ابتدایی واقعآ خاطره انگیزند. یاد اولین سرخطی که معلم کلاس اول بهم داد.
آ – ا - آ – ا
ب – ب ....
آها یادم اومد الان به کلاس شلوغی که داشتیم و واسه اینکه از نیمکت سه نفری (من وسط مینشستم) باس با هل دادن نفر اولی از نیمکت دربیایم و تا به تخته کلاس برسیم مسافتی رو از وسط بچه ها طی میکردیم. نمیدونم من چرا اینا رو میگم . شاید بگید اینا هم شد خاطره؟!!! ولی من هر صحنه از کلاس مدرسه واسم خاطره هستش . (شاید به خاطر اینکه دیده این جا مونده گار شدم !!!)
یاد درس های "بابا آب داد و بابا نان داد" بخیر .
چند مدت پیش ختمی واسه یکی از همکاران گرفته بودند . بنده خدا هنوز خیلی از بازنشستگیش نگذشته بود که ....
خدا بیامرزدش
خدا همه همکاران فرهنگی رو به راه راست هدایت کند از اون بالابالایی ها تا اون پایین که ما باشیم!!!
یهو دلم کشید که برم سروقت مشکلات فرهنگیان که دیگه گفتن نداره و چیزی که عیان است چه حاجت به بیان . و اینکه نمیشه با سیاست طرف شد
البته که حق با شماست!!!!